صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

66

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

مصلّاى او نهادند . سلطان هم نظام الملك را بخواند و او را گفت : « اين نامه برگير ؛ اگر نبشته‌شان راست است ، خوى خويش پاكيزه ساز و احوال خود به صلاح آر ، و اگر نه راست مىگويند ، آنكه اين كار بكرده ببخشاى و بدگوى را به كارى از مهمّات ديوان برگمار ، تا از دروغ و بهتان دست بدارد . » جنگ سلطان اعظم عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق با ملك قتلمش بن اسراييل و پيروزيش بر او خبر رسيد كه ملك قتلمش بن اسراييل بن سلجوق ، كه پسر عم سلطان طغرل بود و نياى ملوك روم ، سركشى مىكند و سلطنت براى خويش مىخواهد و گروهى از سپاهيان اوباش ، كه به ملخ‌هاى پراكنده مىمانند ، گردآورده و در بيرون ساوه فرود آمده است و آهنگ شهرستان رى دارد . سلطان نيز سپهسالارى به نام امير سوتكين « 1 » را ، كه خاستگاه و زادگاهش ده خاكستر و كعربن بود و همان است كه رباط خاكستر را برآورد و همان است كه بيضه‌هاى خويش بىهيچ جبرى و به اختيار خويش كشيد ، سركردهء جلوداران سپاه خويش كرد و آنان را روانه ساخت . سپهسالار رو به راه رى نهاد و سلطان هم در دهم محرم سال چهارصد و پنجاه و شش از نيشابور برفت . ملك قتلمش نيز جميع روستاهاى رى ويرانه ساخت و دست دهش بر لشكرش برگشاد و بر نواحى عبد الله‌آباد و وادى الملح ، كه شوره‌زارى است سخت‌گذر ، آب براند . « 2 » وقتى تنى چند از دو سپاه به سوى يكديگر رفتند ، وزير نظام الملك سلاح در بر كرد و لشكريان بياراست . امير قطب الدين كلسارغ و امير پهلوان شنكلوا در سوى راست سپاه سلطان ، امير التونتاق ، پدر اميرجش [ كذا ] ، و سپهسالار امير سوتكين بر طرف چپ سپاه ، و امير بلداجى و امير سنقرجه و امير اغاجى و ديگر اميران بزرگ به همراه سلطان در قلب سپاه بودند . بامدادان فضا

--> ( 1 ) . عماد الدوله و الدين ابو منصور سوتكين ، حاجب و سرخان ( سپهسالار ) سپاه الب ارسلان بود . در جمادى الاولى سال 477 ه ( 1084 م ) مرد و مرده‌ريگ انبوهى پس از مرگ بر جاى نهاد : يك ميليون دينار و 15 هزار مجموعه جامه ، كه 9 هزار از آن‌ها از جنس ابريشم بيزانسى بود ، و پنج هزار اسب راهوار و هزار شتر و 300 هزار گوسپند - افزون بر متاع و سلاح بسيار و ديگر چيزها . نك . به : سبط ابن جوزى 229 - 228 . ( 2 ) . قتلميش رى را در حصار گرفت و در آنجا پنجاه هزار سوار تركمان بودند كه به تاراج و عذاب دچار آمدند . نك . به : سبط ابن جوزى 110 .